X
تبلیغات

  • perjaee بسم الله الرحمن الرحیم - سفر به دیار یار قسمت بیست وپنچم
    تاريخ : سیزدهم اردیبهشت 1392 16:4 نویسنده : پرجائی سِک
     

    که خیلی خوب توضیح داده بود وزیارت خواننده که اشک همه رادرآورده ،دیگرکارخاصی نداشتم جزنشستن درحرم تا شب ،بعد ازشام دوبا ره جهت شرکت دردعای کمیل که واقعا خیلی عا لی برگزار شده بود،(درخیابان بین بقیع وحرم که من این خیابان راشیعه اسم )دراین خیا بان ازابتدا تا انتها دیواره حرم پربود ازشیعه ی سراسرجهان ایرانی ولبنانی وعراقی وسوری وپاکستانی وبقیه ... وهمیشه هم اکثرا شیعه ها درجای جای این یک تکیه خیابان مشغول عبادت بودند ،بانوارپلاستیکی دوقسمت کردند ازعرض به طول خیا بان رایک طرف زن ها ویک طرف مردها نشسته اند ،همه درهم نه اززن ومرد بلکه ازنظرملیتی وچه با نظم درطرف حرم راباصف طولی ازحاجی ها که سمت انتظا مات راداشتند به صورت زنجیرواردرآوردند ،که حدودودومتری راجهت رفت وآمد بقیه حجا ج راه گذاشتند وبعد نرده های حرم .ابتدا یک لبنانی دعایی خواند قبل ازشروع جلسه به طوررسمی وای چه آماده با شی بودند این شرطه های سعودی باکلاه خودوباتن  وکلتی به کمرودیواری آدمی درست کردنددرداخل حرم بغل نرده ودرب ها راهم رابسته وپشت بام حرم فیلم برداری که برای خبرگزاریها ،بازهمان پشت حرم پربود ازدوربین ها ی مداربسته وآن با لا پشت دوربین بزرگ شرطه ای جمعیت رامی پا ید که نکند دست ازپا خطا کنند وبغل حرم چون نزدیک نرده ی حرم نشسته بودم .یک عرب سیا ه چرطه که دوربین به دوش دربا لای چها رپا یه ی بلند که جهت پا ک کردن چرا غ ها ی داخل حرم استفا ده می شودآورده به دیواره چسبا نده که حدوداشاید ده متری می شد (شاید دقیق که   نمیدانم )،نشسته همان با لا هی فیلم برداری می کرد وهی با موبایلش   گزارش می داد کجا نمی دانم وپشت سر من یک نفر افغا نی بود چون (صورتش خیلی به افغا نی می زد )هی چیزی مثل من در  دفتر چه اش یا داش می کرد وعجب هم   گریه می کرد درحین دعا کردن ،بالاخره شروع مرا سم با قرآن وکمی مداحی وفارسی وخیلی سریع دعا ی کمیل وبعد کمی مداحی دیگر وختم جلسه .البته با درخواست ازشرکت کننده ها که هیچ گو نه شعاری ند هند وبا نظم ورعایت قانون منطقه راترک کنند وبعد باعربی تشکر ازشرکت کنندگان وعوامل سعودی چون جلسه باتوافق سعودی  

    ها برگزارشده بود ،نمیدانم  چرا این  قدر ازاین شیعه ها می ترسید این برادران ناتنی ما وشب خیلی از نیمه گذشته که به هتل بازگشتم و آخر ...

     

     

     ادامه دارد

    پرجائی سِک

     


    برچسب‌ها: متفرقه, دانستنیها